« برند، مارک یا نمانام یک نام، عبارت، طرح، نماد یا هر ویژگی دیگریست که مشخص کنندۀ خدمات، یا فروشندۀ محصولی خاص باشد که به وسیلۀ آن از دیگر محصولات و خدمات مشابه متمایز می گردد[تعریف علمی برند]

به طور خلاصه برند یعنی قول فروشنده برای فراهم نمودن مستمر یک سری از ویژگی ها، منافع و خدمات برای مشتری؛ پس اگر می خواهید برند موفقی در طول مدت زمان بسازید، به قول خود وفادار باشید.

برند سازی یا برندینگ هم یعنی خلق ارزش افزوده برای تجارت و کسب و کار خود و ایجاد آگاهی و وابستگی در مردم نسبت به برند تا جایی که احساس نیاز به آن را پیدا کنند. این همان کاریست که استارباکس انجام داده است و در شهرهای بزرگ خود را محیطی میان محل کار و خانه جا داده تا مردم قبل از رفتن به محیط کار، روز خود را با خرید قهوه ای از آن شروع کنند یا خستگی بعد از یک روز کاری را با استارباکس، از تن بیرون کنند.

( البته کلمۀ برند سازی با برندینگ متفاوت است اما در این مطلب قصد ورود به دنیای برندینگ از دنیای تخصصی آن را نداریم و آنها را به دلیل شباهت، یکی در نظر می گیریم.)

در شاخۀ کافه یا رستوران داری، مبحث برندینگ را کمی متفاوت تر باید بررسی کرد. چرا که فرآیندی را در بر می گیرد که تبلیغات بیرون از محیط کاری تا ارتباط با مشتری و آماده کردن سفارش او را شامل می شود. هر کدام از مراحل را با ذهن و خیال خود بررسی کنید و با منطق و تفکر تصمیم گیری کنید. به این معنی که اساس تصمیمات خود را احساسات و هیجانات شخصی قرار ندهید.

در اول به شناختی از مجموعۀ کاری خود برسید.

کار یک کافی شاپ با کار یک رستوران بسیار متفاوت است. پس چگونگی فرآیند برند سازی هر کدام هم تفاوت هایی دارد. مسیر برندینگ هر کافه یا کافی شاپ یا هر رستوران با دیگر رقبای خود بسته به شرایطش متفاوت است. همچنین با بررسی مسیری که دیگر کافه ها و رستوران ها برای موفقیت و مطرح شدنشان طی کرده اند ، نمی توان آن را راه درست در نظر گرفت تا دیگر کافه ها یا رستوران ها همان را طی کنند و برند خود را در سطح شهر خود مطرح کنند. چرا که شرایط کاری، محیطی و زمانی در این امر بسیار دخیل هستند. اما منظورمان از شرایط کاری چیست؟

  1. مکان کافه یا رستوران

2-  امکانات و تجهیزات

  1. دکوراسیون
  2. هدف کاری ( انتظاراتی که از کسب و کار خود داریم و آنچه که می خواهیم به آن برسیم): برای مثال یک تیم کاری با سرمایه گذاری کلان در بهترین نقطۀ شهر، کافه ای با نام و برند خود راه اندازی می کند تا مارک قهوۀ خود را معروف نماید. پس جریان و هدف کاری این کافه با کافه ای که صرفاً قصد درآمد دارد، بسیار متفاوت است.
  3. قدرت خرید مشتری ها: توجه به قدرت خرید مشتری ها بسیار مهم است. چرا که قیمت های منو و میزان درآمد را در بر دارد. همچنین قدرت خرید مشتری ها به منطقه ای که کافه یا رستوران در آن قرار دارد، بستگی دارد و مسلماً در بالای شهر باید برای راه اندازی و تبلیغات کافۀ خود بیشتر هزینه کرد.)

مشتری ها باید در بهترین صورت ممکن شرایط کاری که به شما مربوط می شود همانند تجهیزات را بشناسند. نقاط قوت خود را بشناسید و روی آنها حساب کنید؛ نقاط ضعف خود را پنهان نگه دارید و در فرصت مناسب نسبت به رفع آنها اقدام کنید. برای مثال اگر دستگاه اسپرسوی گران قیمت و قدرتمندی دارید، آن را به مشتری ها معرفی کنید تا از خوب بودن اسپرسوی شما اطمینان کسب کنند.

با شناسایی شرایط کاری خود می توان میزان هزینۀ مورد نیاز برای برندینگ و تبلیغات را حدس زد.

 

این کلمات و ترکیبات کوتاه زیر را برای ساختن یک برند موفق به خاطر داشته باشید.

انتخاب اسم مناسب

طراحی لوگوی مناسب

بیان جملات و شعار های ماندگار

بازاریابی موفق ( تبلیغات )

 

برند هویت دارد.

 

خلق ارزش افزوده

ایجاد احساس نیاز در مشتری ها

قیمت مناسب

شناخت و احترام به مشتری ها

وجه تمایز ( ویژگی منحصر به فرد )

نوآوری و  به روز بودن

 

تبلیغات

روابط عمومی

پیشبرد فروش

بازاریابی مستقیم

فروش شخصی

 

تولید محتوای ارزشمند

دریافت مشاوره از افراد متخصص

پرهیز از اضافه گویی و شلوغی برند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *